X
تبلیغات
رایتل

سایه روشن

فرهنگی-اجتماعی-هنری

درباره من
گنج تو در وجود توست. جای دیگری در جستجوی آن مباش، قصرها و پل ها افسانه است. باید که در وجود خود پل خود را برپا داری، قصر آنجاست، گنج نیز همان جاست...
نویسندگان
آرشیو

تاریخ: شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت: 07:47 ب.ظ


همیشه کسانى که خدمت می‌کنند را به یاد داشته باشید


در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست . خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت . پسر پرسید : بستنی با شکلات چند است ؟ خدمتکار گفت : 50 سنت 

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید : بستنی خالی چند است ؟ 

خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى  گفت : ( 35 سنت  ) پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : برای من یک بستنی بیاورید .

خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت . پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت ، گریه‌اش گرفت . پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود . یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند ، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده


توسط:روبینا


ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

تعداد بازدیدکنندگان : 24281
RSS